Showing posts with label Farsi. Show all posts
Showing posts with label Farsi. Show all posts

Sunday, September 27, 2009

Crosby, Stills, Nash (1969)



وقتی حوالی 14 سال پیش در ویدئوی رنگ و رورفتۀ ووداستاک (1970)، اجرای Suite:Judy Blue Eyes از کرازبی استيلز و نش را دیدم با خودم گفتم که این چیزی است که می خواهم بقیۀ عمرم گوش کنم. کمی بعد – پیش از شنیدن آلبوم اول آنها – Déjà vu (آلبوم دومشان) را شنیدم که اولین کار آنها با نیل یانگ بود، شاهکاری که هنوز در زندگی من قله‌ای گم در ابرهاست.
کمی بعد در نهایت دوباره به اول برگشتم. به زمانی که آنها به یک روایت در اتاق نشیمن خانۀ جونی میچل و به روایت دیگر در اتاق ناهارخوری کَس الیوت (مامان تپل Papas & Mamas) برای اولین بار با هم don’t have to cry You را نواختند. کمی بعد آلبوم "کرازبی استیلز، نش" توسط آتلانتیک منتشر شد. روی جلد دیوید کرازبی (از گروه Byrds)، استیفن استیلز (از Buffalo Springfield) و گراهام نش (از گروه انگلیسی Hollies) به روی کاناپۀ کهنه ای در ایوان خانه ای در سانتامونیکا نشسته و ما را دعوت به کمی آرامش و مکث و بازگشت به ریشه های موسیقی آمریکایی با زبانی نو و معاصر می کردند. در میانۀ تب هارد راک و بلوز راک که با قدرت تمام از سوی بریتانیا در حال تاختن بود، آلبوم آنها مجموعه ای بی نظیر از موسیقی راک اندرول خالص و بی اضافات بود. این همان موسیقی بود که باب دیلن در تور مشهور 1966 رو به انگلیسیها می‌گفت: This is American music. مملو از ملودی‌ها و هارمونی‌های بی نقصی که از سنت موسیقی پاپ آمریکایی و آدم‌هایی مثل سم کوک باقی مانده بود. گریز گاه و بیگاه به موسیقی فولک و ادای دین به دوست و پیش روی این راه، باب دیلن. و در عین آلبومی حاصل یکی از مهم ترین مکاتب موسیقی راک، موسیقی سایکدلیک سان فرانسیسکویی که خود کرازبی یکی از بنیان گذاران آن بود.
آهنگ های این آلبوم عبارتند از:
Suite: Judy Blue Eyes
شروع میخکوب کنندۀ آلبوم با قطعۀ فولک/کانتری که استیلز نوشته و در واقع از دو بخش مجزا تشکیل شده است. استیلز با کوبیدن روی جعبۀ گیتار آکوستیک در گذر از بخش اول به دوم صدایی فراموش نشدنی خلق کرده است.
Marrakesh Express
نوشتۀ گراهام نش و نوعی سایکدلیای بسیار ملایم و رویایی از سفر به مراکش و بانوان آبی پوش آمریکایی.
Guinnevere
نوشتۀ دیوید کرازبی. آهنگی سحرانگیز که برای صدای کرازبی و نش نوشته شده و حتی مایلز دیویس در دهۀ 1970 با گروه های الکتریک خود، اجرایی از آن انجام داده است.
You Don't Have to Cry
نوشتۀ استیلز و نمونه‌اي در اوج از هارموني سه صدايي، تا جایی که دیگر تشخیص نمی‌دهید این یک صداست یا سه صدا.
Pre-Road Downs
نش یک بزم سایکدلیک دیگر ترتیب می دهد. صدای گیتار استیلز گویی از اعماق آب می آید.
Wooden Ships
آهنگی که کرازبی و اسیلز و پل کنتر (گیتاریست جفرسون ایرپلین) نوشته‌اند و کرازبی آن را نوعی آهنگ Sci-Fi می داند، دربارۀ روزگاری که در اثر جنگ همه چیز نابود شده و مردم با کشتی‌های چوبی، مانند نوح، به سرزمین‌های تازه‌ای می‌روند.
Lady of the Island
نظیری برای Guinnevere و نمونه ای از آهنگ های دریایی که کاپیتان دیوید کرازبی در نوشتن آن تخصص داشت. آشنایی کرازبی با آوازهای "گرگورین" در تمام کارهایی که برای خودش و نش نوشته مشهود است.
Helplessly Hoping
مانیفست موسیقیایی CSN و قطعه ای دربارۀ خود گروه. من در راک اندرول هارمونی بی نقص تر و زیباتر از این نمی شناسم.
Long Time Gone
نوشتۀ کرازبی و موسیقی غریبی که در تیتراژ ووداستاک استفاده شد (در واقع آنها تنها گروهی بودند که چهار آواز و در نسخۀ جدید ووداستاک پنج آواز از آنها در فیلم استفاده شد) کرازبی این آهنگ را واکنشی به ترور کندی می خواند، اما اگر گوش کنید می بینید که به مرور زمان این قطعۀ فراموش نشدنی فراتر از این چیزهاست.
49 Bye-Byes
نوشتۀ استیلز و همچون عنوانش اختتامی آرام برای آلبومی ناآرام.

این آلبوم در کنار آلبوم اول The Band بهترین دبیو (اثر اول یک موزیسین) در تمام تاریخ موسیقی راک است. هیچ کس، حتی دیلن، نیل یانگ، Grateful Dead، هیچ کدام چنین شروع بی نقص و باشکوهی نداشتند. درست مثل اورسن ولز که اولین فیلمش همشهری کین بود و ادامه راه به شکلی قابل توجه دشوار کرد. تنها افسوس که دنیس هاپر به آرزویش برای این که بتواند امتیاز آهنگی از آلبوم را برای فیلم ایزی رایدر (1969) بگیرد نرسید و اوج counterculture در سینما و موسیقی راک به نقطۀ تقاطعی که باید، نرسیدند.
احسان خوش بخت

Wednesday, September 23, 2009

Jazz Encounters!



موسيقي جاز براي من هم موسيقي بيداري و حركت بوده و هم موسيقي خواب و ايستايي. هميشه به نظرم لحظۀ سنجش وابستگي حقيقي يك آدم به موسيقي زماني است كه فشار رواني آني و سنگيني بر او وارد مي شود. واكنش او نسبت به موسيقي در اين لحظه چگونه خواهد بود؟ كسي را در نظر بگيريد كه در اتوموبيلش مشغول شنيدن موسيقي است و با سر رسيدن چنين لحظه اي او را خواهيد ديد كه در اولين حركت دستش را به طرف پيچ يا دگمۀ ضبط صوت برده و «صدا را خفه مي كند تا افكارش را جمع كند.»
غالباً موسيقي به عنوان چيزي جداي از زندگي روزمره، نوعي افزودۀ شيك و رومانتيك به آن، شناخته مي شود. الحاقي هنري براي فواصل خنثي و آرام از زندگي. چنين است كه بيشتر مردم در مواقع گرفتاري و بي حوصلگي به هر چيزي فكر مي كنند الا موسيقي. اين جاست كه تكليف من با خيلي كسان و چيزها روشن مي شود. آن لحظه اي كه دستان آن ها تبر را برداشته و به ريشۀ صدا مي زند تا تعقل را «آزاد» كند، درست همان لحظه اي است كه موسيقي من آغاز مي شود. موسيقي همراه من در لحظات استيصال است. قرص مسكن من و محرك من است كه بي رحمانه الزامات رواني را ناديده گرفته و چنان دادوبيدادي راه مي اندازد كه روي نگراني ها و گرفتاري هاي دنياي فيزيكي كم شود. در عين حال موسيقي من ، يعني موسيقي جاز، نه چيزي است متافيزيكي و نه آدمي است كه براي اين شكل از افاده ها تره خرد كند. صداها و نت ها، ضربها و هارموني ها در جاز به خاطر غلبه بر همان چيزي كه «موقعيت مسلط عقلاني بشر» مي خوانيمش به چيزي تبديل مي شود كه حضرات متافيزيك بايد پابرهنه به دنبال آن بدوند تا شايد به ذره اي از جادوي خلسه مانند آن نزديك شوند؛ مثل حالا كه پـِپـِر آدامز با زوت سيمز، تامي فلانگان، ران كارتر و الوين جونز دارند اين بعدظهر گه را در هجوم بي‌امانشان محو مي‌كنند.
صحنه درست مثل اين است كه در عصر پيش از تمدن و تاريخ و در دشتي بزرگ پنج دايناسور مشغول دنبال كردن يكديگرند و بدن هاي صخره مانند و زره پوشيده شان را چنان به هم مي كوبند كه تا فرسنگ ها گياهان و بوته هاي خودرو تكان خورده و خاك برخواسته از آن ها ناظر حيران را از ادامۀ تماشاي اين صحنه محروم مي كند. درست مثل منظري پيش از تاريخ تمدن، هيچ نهاد و انجمن و مجموعه و قانون و اخلاق و اصل و ضرورت و معنايي وجود ندارد كه شما را نگران خود كند. دنيا صحنه اي خالي است كه در آن دايناسورها بازيگوشانه يكديگر را دنبال مي كنند و اگر جرأت و شانس داشته و پا را از غارتان بيرون گذاشته باشيد شاهد بازي باشكوه آن ها خواهيد بود. اين درست لحظه اي است كه آرت، زوت، ران، تام و الوين به اوج بازي باشكوهشان در آلبوم «برخوردها» رسيده اند، كاري از سال 1968 كه مي تواند كاري از 20 ميليون سال قبل از ميلاد مسيح يا بيست ميليون سال پس از اكنون فعلي باشد.


Monday, September 21, 2009

Saxophone Colossus (Sonny Rollins)



از اين پس دوشنبه هاي هفته يكي از آلبوم هاي جاز كه در سير تاريخي و زيبايي شناسي اين موسيقي نقشي مهم دارد و شنيدن آن براي هر دوستداري واجب است را معرفي مي كنم. با آن كه گذاشتن لينك هاي دانلود كاري نيست كه مايل به انجامش باشم، اما براي دوستداران اين موسيقي در جايي كه تمام دروازه ها بسته است تنها راه ممكن به نظر مي آيد. يادداشت هاي مختصري دربارۀ هر آلبوم را هم ضميمۀ آن خواهم كرد. و چه شروعي باشكوه تر از ساني راولينز، غول ساكسفون تنور در آلبومي به نام «غول ساكسفون»!

ساني راولينز در 1956 دهمين آلبومش براي كمپاني پرستيژ (متخصص ارائۀ موزيسين هاي انقلابي در آن سال ها) ضبط كرد به نام Saxophone Colossus كه شد استانداردي براي موسيقي جاز مدرن (درست مثل رقيبش Kind of Blue كه سه سال بعد توسط مايلز ديويس ضبط شد) و معياري براي سنجش مرزهايي كه يك ساكسفونيست، ماجراجويانه و با اعتماد به نفسي خارق العاده و صدايي محكم تر از كوه مي تواند فتح كند. آلبومي با نشانه هايي از جستجوي معنوي راولينز براي آرامش كه موزيسيني ناآرام را تصوير مي كند كه تنها در لحظۀ دميدن در سازش خود را از تمام زوائدي كه دور و برش مي بيند جدا كرده و به Trans در مي آيد، رقصي در خلسه و سفري بي پايان با نت هايي كه گيرايي شان پاياني ندارد.

او از «توماس قديس» در قطعۀ اول به اجراي بالادي فراموش نشدني دست مي زند به نام «تو نمي داني عشق چيست». با شنيدن آن باور مي كنيد كه راولينز بتواند چنين ادعايي را به هر كسي در اين كرۀ خاكي بكند كه «تو چه مي داني عشق چيست!»

نام قطعۀ تند هارد باپ Strode Rode از هتل استراد در شيكاگو مي آيد، جايي كه دوست راولينز، فردي وبستر (استاد مسلم ترومپت و كسي كه مايلز ديويس او را "بزرگ ترين" مي خواند)، جانش را بر اثر مصرف هرويين زهرآلودي كه حاصل انتقام پااندازها و خرده فروش هاي هرويين بود از دست داد.

راولينز سپس اپراي سه پولي برتولد برشت را مبناي اجراي Moritat قرار مي دهد. آلبوم با قطعۀ يازده دقيقه اي Blue 7 تمام مي شود؛ شاهكاري از ريتم هاي پيچيده، ملودي هاي درهم تنيده و سولوهاي بي نظير براي اعضاي كوارتت.


The original 22 June 1956 session was recorded by Rudy Van Gelder
All compositions by Sonny Rollins except where noted.
1. "St. Thomas" – 6:49
2. "You Don't Know What Love Is" (Gene de Paul) – 6:31
3. "Strode Rode" – 5:17
4. "Moritat" (Kurt Weill) – 10:06
5. "Blue 7" – 11:18

Line up:
Sonny Rollins — tenor saxophone
Tommy Flanagan — piano
Doug Watkins — bass
Max Roach — drums

آلبوم براي شنيدن اين جاست.