Sunday, September 27, 2009
Crosby, Stills, Nash (1969)
Wednesday, September 23, 2009
Jazz Encounters!

موسيقي جاز براي من هم موسيقي بيداري و حركت بوده و هم موسيقي خواب و ايستايي. هميشه به نظرم لحظۀ سنجش وابستگي حقيقي يك آدم به موسيقي زماني است كه فشار رواني آني و سنگيني بر او وارد مي شود. واكنش او نسبت به موسيقي در اين لحظه چگونه خواهد بود؟ كسي را در نظر بگيريد كه در اتوموبيلش مشغول شنيدن موسيقي است و با سر رسيدن چنين لحظه اي او را خواهيد ديد كه در اولين حركت دستش را به طرف پيچ يا دگمۀ ضبط صوت برده و «صدا را خفه مي كند تا افكارش را جمع كند.»
غالباً موسيقي به عنوان چيزي جداي از زندگي روزمره، نوعي افزودۀ شيك و رومانتيك به آن، شناخته مي شود. الحاقي هنري براي فواصل خنثي و آرام از زندگي. چنين است كه بيشتر مردم در مواقع گرفتاري و بي حوصلگي به هر چيزي فكر مي كنند الا موسيقي. اين جاست كه تكليف من با خيلي كسان و چيزها روشن مي شود. آن لحظه اي كه دستان آن ها تبر را برداشته و به ريشۀ صدا مي زند تا تعقل را «آزاد» كند، درست همان لحظه اي است كه موسيقي من آغاز مي شود. موسيقي همراه من در لحظات استيصال است. قرص مسكن من و محرك من است كه بي رحمانه الزامات رواني را ناديده گرفته و چنان دادوبيدادي راه مي اندازد كه روي نگراني ها و گرفتاري هاي دنياي فيزيكي كم شود. در عين حال موسيقي من ، يعني موسيقي جاز، نه چيزي است متافيزيكي و نه آدمي است كه براي اين شكل از افاده ها تره خرد كند. صداها و نت ها، ضربها و هارموني ها در جاز به خاطر غلبه بر همان چيزي كه «موقعيت مسلط عقلاني بشر» مي خوانيمش به چيزي تبديل مي شود كه حضرات متافيزيك بايد پابرهنه به دنبال آن بدوند تا شايد به ذره اي از جادوي خلسه مانند آن نزديك شوند؛ مثل حالا كه پـِپـِر آدامز با زوت سيمز، تامي فلانگان، ران كارتر و الوين جونز دارند اين بعدظهر گه را در هجوم بيامانشان محو ميكنند.
صحنه درست مثل اين است كه در عصر پيش از تمدن و تاريخ و در دشتي بزرگ پنج دايناسور مشغول دنبال كردن يكديگرند و بدن هاي صخره مانند و زره پوشيده شان را چنان به هم مي كوبند كه تا فرسنگ ها گياهان و بوته هاي خودرو تكان خورده و خاك برخواسته از آن ها ناظر حيران را از ادامۀ تماشاي اين صحنه محروم مي كند. درست مثل منظري پيش از تاريخ تمدن، هيچ نهاد و انجمن و مجموعه و قانون و اخلاق و اصل و ضرورت و معنايي وجود ندارد كه شما را نگران خود كند. دنيا صحنه اي خالي است كه در آن دايناسورها بازيگوشانه يكديگر را دنبال مي كنند و اگر جرأت و شانس داشته و پا را از غارتان بيرون گذاشته باشيد شاهد بازي باشكوه آن ها خواهيد بود. اين درست لحظه اي است كه آرت، زوت، ران، تام و الوين به اوج بازي باشكوهشان در آلبوم «برخوردها» رسيده اند، كاري از سال 1968 كه مي تواند كاري از 20 ميليون سال قبل از ميلاد مسيح يا بيست ميليون سال پس از اكنون فعلي باشد.
Monday, September 21, 2009
Saxophone Colossus (Sonny Rollins)
از اين پس دوشنبه هاي هفته يكي از آلبوم هاي جاز كه در سير تاريخي و زيبايي شناسي اين موسيقي نقشي مهم دارد و شنيدن آن براي هر دوستداري واجب است را معرفي مي كنم. با آن كه گذاشتن لينك هاي دانلود كاري نيست كه مايل به انجامش باشم، اما براي دوستداران اين موسيقي در جايي كه تمام دروازه ها بسته است تنها راه ممكن به نظر مي آيد. يادداشت هاي مختصري دربارۀ هر آلبوم را هم ضميمۀ آن خواهم كرد. و چه شروعي باشكوه تر از ساني راولينز، غول ساكسفون تنور در آلبومي به نام «غول ساكسفون»!
ساني راولينز در 1956 دهمين آلبومش براي كمپاني پرستيژ (متخصص ارائۀ موزيسين هاي انقلابي در آن سال ها) ضبط كرد به نام Saxophone Colossus كه شد استانداردي براي موسيقي جاز مدرن (درست مثل رقيبش Kind of Blue كه سه سال بعد توسط مايلز ديويس ضبط شد) و معياري براي سنجش مرزهايي كه يك ساكسفونيست، ماجراجويانه و با اعتماد به نفسي خارق العاده و صدايي محكم تر از كوه مي تواند فتح كند. آلبومي با نشانه هايي از جستجوي معنوي راولينز براي آرامش كه موزيسيني ناآرام را تصوير مي كند كه تنها در لحظۀ دميدن در سازش خود را از تمام زوائدي كه دور و برش مي بيند جدا كرده و به Trans در مي آيد، رقصي در خلسه و سفري بي پايان با نت هايي كه گيرايي شان پاياني ندارد.
او از «توماس قديس» در قطعۀ اول به اجراي بالادي فراموش نشدني دست مي زند به نام «تو نمي داني عشق چيست». با شنيدن آن باور مي كنيد كه راولينز بتواند چنين ادعايي را به هر كسي در اين كرۀ خاكي بكند كه «تو چه مي داني عشق چيست!»
نام قطعۀ تند هارد باپ Strode Rode از هتل استراد در شيكاگو مي آيد، جايي كه دوست راولينز، فردي وبستر (استاد مسلم ترومپت و كسي كه مايلز ديويس او را "بزرگ ترين" مي خواند)، جانش را بر اثر مصرف هرويين زهرآلودي كه حاصل انتقام پااندازها و خرده فروش هاي هرويين بود از دست داد.
راولينز سپس اپراي سه پولي برتولد برشت را مبناي اجراي Moritat قرار مي دهد. آلبوم با قطعۀ يازده دقيقه اي Blue 7 تمام مي شود؛ شاهكاري از ريتم هاي پيچيده، ملودي هاي درهم تنيده و سولوهاي بي نظير براي اعضاي كوارتت.
All compositions by Sonny Rollins except where noted.
1. "St. Thomas" – 6:49
2. "You Don't Know What Love Is" (Gene de Paul) – 6:31
3. "Strode Rode" – 5:17
4. "Moritat" (Kurt Weill) – 10:06
5. "Blue 7" – 11:18
Line up:
Sonny Rollins — tenor saxophone
Tommy Flanagan — piano
Doug Watkins — bass
Max Roach — drums
آلبوم براي شنيدن اين جاست.