Tuesday, June 23, 2009

This is definitely Sonny Criss



سانی کریس از هر جا و هر زمانی که وارد زندگی ما شد آن را زیر و رو کرد. نه فقط به خاطر این که برای اولین بار کسی می توانست مانند بـِرد – چارلی پارکر – چنین بلند و بالا بپرد، نه فقط برای این که او یکی از آن اعجوبه هایی بود که هر نتی که می نواخت، احساسات خالص او بود و بازهم نه فقط برای این که درآوردن صدا از این ساز دشوار، ساکسفون آلتو، که با کمی خطا می تواند صدایی ملال آور یا عامه پسند به خود بگیرد، با نواختن او چهره ای به خود می گرفت که لااقل برای من کمی از صدای غول هایی چون جانی هاجز یا کنن بال ادرلی نداشت. شاید اولین دلیل کشش آنی من به سانی کریس، که پس از آن دلایل دیگری به تحکیم این عشق کمک می کند، تصویر او به عنوان Perfect Jazzman باشد، موجودی که حساسیت هایش با استاندارهای آشنای ما از انسان ها فاصله ای نجومی دارد، رنجیده و کم گو، نخبه و تنها، شاعر و غزل سرا، رادیکال و تجدیدنظرطلب، یک مدرنیست بزرگ که خون کلاسیست در رگ هایش جریان دارد، هم چون یک گردباد و هم زمان به آرامی نسیم در ساعت پنج صبح یک تابستان.

ويليام "ساني" كريس در 23 اكتبر 1927 در ممفيس به دنيا آمد اما از 14 سالگي به لوس آنجلس رفت و در 19 سالگي به اركستر هوارد مگ گي پيوست. اولین کارهای ضبط شدۀ کریس به همين ارکستر در 1946 باز می گردند، او در آن زمان 19 سال داشته است. او در این ارکستر در کنار ویک دیکنسون، جنتلمن ترومبون، و چارلی مینگوس (نوازندۀ باس) قرار گرفته است.

براي شناخت ساني در نظر داشتن دو نكته و شنيدن هم زمان آن ها در صداي استثنايي اش ضروري است: اول محيط بي باپ كه ساني در آن رشد كرد و صداي خود را يافت و دوم علاقه اش به موسيقي R&B كه در بسياري از ضبط هاي انفرادي و ضرب هاي منحصربفرد و كريسي اش آشكارند.

فهرست ارکسترها و نوازندگان بزرگی که سانی تا ضبط اولین آلبومش در 1949 با آن ها کار کرده، فهرستی بلند و بالا و رشک برانگیز است: واردل گری، دکستر گوردون، فلیپ فلیپس (همه ساکسفون تنور)، کی ویندینگ (ترومبون)، بیلی اکستاین (خواننده و رهبر ارکستر)، بارنی کسل (گیتار)، همپتون هاوز (پیانو)، ری براون (باس) و شلی مان (درامز).

همۀ این نشست ها و ضبط ها در غرب آمریکا و پیش از تبدیل شدن West Coast به یک برچسب تجاری مطمئن در بین کمپانی های صفحه فروشی، انجام شده اند؛ سال ها قبل از آن که کوارتت چت بیکر با پیانیست کالیفرنیایی، راس فریمن، دل شنوندگان جاز را ببرد، این کریس بود که در ارکستر کوچک ال کیلیان کنار فریمن قرار گرفت.

حتی کریس 21 ساله را می توان در ترکیبی استثنایی در یکی از مجموعه کنسرت های "جاز در فیلارمونیک" شنید، جایی که در کنار فتس ناوارو (ترومپت)، بتش چارلی پارکر (ساکسفون آلتو)، فلیپ فلیپس، هنک جونز، ری براون و شلی مان قرار گرفته است.

اولین نشست او برای ضبط مجموعه ای از آهنگ ها، با گرایش بدیهی بی باپ - در عصر فرمانروایی باپ بر دنیای جاز- برای کمپانی مرکوری انجام شده است. یک تریو همراهی کنندۀ او برای ضبط 4 قطعه اند. دوست قدیمی همپتون هاوز با اضافۀ ایگی شواک و چاک تامسون تشکیل دهندۀ بخش ریتم اند.

نكتۀ ديگر اين كه نازنینی که پیش تر اسمش را بردیم - مقصودم چت بیکر است- در پاتوق همیشگی اش، کافۀ ترید ویند، این شانس را پیدا کرد تا اولین کار ضبط شدۀ عمرش را با کریس و صدالبته چارلی پارکر، رهگذری از شرق آمریکا، انجام دهد. این آلبوم نفس گیر را زیر نام پارکر یا بیکر می توانید پیدا کنید و می توانید بعضی از زیباترین دیالوگ های بین پارکر و کریس، یا بعضی از باشکوه ترین لحظات باپ را در آن بشنوید. با سرعت 200 کیلومتر در ساعت، سوار بر موج صوتی دو آلتویست بزرگ جهان از اینگل وود کالیفرنیا به روی اقیانوس آرام پرت شده و حتی همراهی نامطمئن چت بیکرِ اندکی مضطرب و عصبی شما را از این Jam Session بی نظیر بیرون نخواهد آورد. در ضمن یادمان نرود که پیانیست این گردهم آیی کافه ای ال هِیگ است، پیانیستی که سانی کریس بارها افتخار کار با او را پیدا کرد.

پیش از اشاره به کوئینتت کریس برای کمپانی امپریال بد نیست اشاره ای به همکاری او در 1955 با بادی ریچ درامر بکنیم. گروهی از حرفه ای ها متشکل از هری سوییت ادیسون (ترومپت)، جیمی راولز (پیانو)، جیمی سیمونز (باس) و البته کریس و ریچ.

بیشتر ضبط های متعدد و پراکندۀ کریس در 1956 تحت نام Criss Cross منتشر شده اند. او در 1957 در تلویزیون لوس آنجلس و زیر عنوان برنامۀ "ستارگان" جاز سه قطعه اجرا کرده که من نشانی از ویدئوی احتمالی این برنامه ندارم، اما حاضرم روحم را به مفیستو بفروشم تا بتوانم فقط یکی از سه اجرا را ببینم.

چیزی که در گروه های دهۀ 1950 کریس، و تقریباً در رویکرد همیشگی او در تمام سال ها، دوست دارم، حساسیت و سلیقۀ اعلای او در گزینش پیانیست هایی است که با آن ها کار کرده است. کنش بین ساکسفون و پیانو در کوارتت های او جزو بهترین نمونه هایی است که می توان در تاریخ کوارتت های بزرگ جاز دید. معمولاً درک این پیانیست ها از ریتم های مقبول کریس و آماده ساختن زمینه ای برای بداهه نوازی های پر حرارت باعث تمایز گروه او از بسیاری از کوارتت های مشابه دهۀ 1950 می شود. بدون شک کریس قدردان این همکاران ، پیانیست هایی مانند کنی درو، وینتون کلی و سانی کلارک بوده است که تصادفاً همه پیانیست های مورد علاقۀ من از آن سال های باشکوهند.

شکافی سه ساله در کارنامۀ او وجود دارد، شکافی که کالیفرنیای آفتابی را به پاریس وصل می کند. کوئینتت پاریسی او با همراهی نوازندۀ ارگ هاموند، ژرژ آروانیتاس زیر عنوان Mr. Blues Pour Flirter و در مجموعۀ مفصل "جاز در پاریس" شاید در دسترس ترین کار سانی باشد که البته اثری است متوسط و در بند اجرای پاکیزۀ ملودی هایی زیبا و شنیدنی. کریس و آروانیتاس یک بار دیگر در 1974 و این بار در ایتالیا گردهم آمده و آلبوم ديگري ضبط كرده اند.

بازگشت او به لوس آنجلس با ضبط در چند ارکستر هالیوودی رقم خورده که آن ها را نشنیده ام اما تصور نمی کنم در آن ترکیب تجاری چیز دندان گیری منتظر ما باشد. اما در رفت و آمدهای متناوب او بین لوس آنجلس و نیویورک شاهکارهای او یکی پس از دیگری پديد آمده اند.

This Is Criss! در 1966 با والتر دیویس جونیور (پیانو)، پل چیمبرز (باس) و آلن داوسون (درامز). The Beat Goes On! در 1968 با سدار والتون (پیانو)، باب کرن شاو (باس) و داوسون. Rockin' In Rhythm در 1968 با ادی گرین (پیانو)، کرن شاو و باز هم داوسن و خدا واقعاً آلن داوسن، این اعجوبۀ درام، را حفظ کند.

و غزل غرل هایش، Sonny's Dream که در1968 با یک ارکستر 10 نفره ضبط شده و در آن رویاهای سانی برای آزادی را خواهیم شنید.


در دیسکوگرافی کریس، تا پایان دهۀ 1960 ، یک کار هیجان انگیز دیگر نیز وجود دارد که نامش I'll Catch The Sun! (1969 ) و با بهترین گروه ریتم لوس آنجلس در آن زمان، همپتون هاوز، مونتی بادویگ و شلی مان ضبط شده است.

او در اواخر عمرش چند آلبوم با ارکستر بزرگ و سازهای زهی ضبط کرد، اما برای من قلمروی فرمانروايي سانی هم چنان کوارتت های بی نظیر اوست.

او در 1977 و پس از اين كه فهميد به سرطان معده دچار شده است با شليك گلوله اي به زندگي خودش پايان داد، در آن زمان 50 سال داشت.

صدای سانی مانند جغرافیایی که بیشتر عمرش را در آن گذراند، آفتابی و روشن است اما در عین حال اندوهی پنهان در زیر تأکیدهای استثنایی اش بر نُت ها و کرشمه های جانانه ای که گهگاه آدم را به یاد صدای زنانۀ آلتوی جانی هاجز می اندازد، وجود دارد که هیچ گوش تیزی آن را از دست نمی دهد. به عنوان یک نوازندۀ باپ او بیشتر از آن شیفتۀ ریتم های مهیج و ملودی های زیبا بود که بتواند دگرگونی های گیج کنندۀ آکوردها به شیوۀ پارکر را تکرار کند. همه می گفتند او می خواهد یک بِرد دیگر باشد اما به قول دوست عزیزم، رضا پودات، "صدای کریس از چند فرسخی قابل تشخیص است". اجازه بدهید بگویم بعد از بـِرد، انتخاب بنده در ساکسفون آلتو سانی کریس است و بس. در صدای او آن ابدیتی که موسیقی پارکر یا تلانیوس مانک وجود دارد، تکرار می شود. در حالی که سانی آفتابی ما از همۀ آن ها خاکی تر و دست یافتنی تر به نظر می آید.

در پس تمام نت های درخشانی که از ساز سانی بیرون می آید من سفیر گلوله ای که مغز او را شکافت را هم می شنوم و در آن دم که می بینم مرز بین زندگی و زیبایی محض با مرگ، فقط یک نُت کشدار است دلم نمی خواهد به هیچ جز دیگری در این دنیا گوش بسپارم الا سانی کریس.


1 comment:

  1. Rockin' DaveApril 1, 2010 at 4:31 PM

    His credits & collaborations:

    http://www.allmusic.com/cg/amg.dll?p=amg&sql=11:aifrxqt5ldke~T4

    ReplyDelete